اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
361
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
سليمان و مجاشع بن حريث [ 1 ] را كشت و در تعقيب شيعيان بنى هاشم برآمد و از آنان كشتارى عظيم كرد و در تعقيب آنان اصرار ورزيد و آنها را مثله مىكرد ( دست و پا و گوش و بينى مىبريد ) پس ابو جعفر بوى نامه نوشت و سوگند ياد كرد كه البته او را خواهد كشت ، از اين رو در سال 141 ياغى گشت و ابو جعفر ، مهدى را بر سر وى فرستاد و مهدى رهسپار رى شد و اسيد بن عبد الله خزاعى را بحكومت خراسان گماشت و همراه وى لشكرها گسيل داشت و او در مرو با عبد الجبار روبرو شد و سپاه وى را در هم شكست و عبد الجبار گريخت ، پس اسيد او را تعقيب كرد و دستگيرش نمود و نزد ابو جعفر فرستاد و ابو جعفر در قصر ابن هبيره يك منزلى بغداد بود كه عبد الجبار بحضور وى رسيد و چون بر او وارد شد گفت : اى امير مؤمنان . كشتنى جوانمردانه . گفت : اى پسر زن بدبو آن را پشت سرت گذاشته اى . و او را پيش داشت و گردن زد و بدارش آويخت پس چند روز روى چوبه دار ماند و سپس برادرش عبيد الله بن عبد الرحمان شبانه آمد و او را فرود آورد و به خاك سپرد و چون خبر به ابو جعفر رسيد گفت : او را باتش ( دوزخ ) واگذاريد . ابو جعفر ، يزيد بن اسيد سلمى را [ 2 ] والى ارمنستان و يزيد بن حاتم [ 3 ] مهلبى را والى آذربايجان قرار داد ، يزيد يمنيها را از بصره به آذربايجان منتقل ساخت و نخستين كس بود كه آنان را منتقل كرد و رواد بن مثنى ازدى را در تبريز تا بذ [ 4 ] فرود آورد ، و مر بن على طائى را در نريز [ 5 ] [ . . . ] همدانى را در ميانه ، و قبيله هاى يمن
--> [ 1 ] ط ج 6 ص 146 ، مجاشع بن حريث انصارى حاكم بخارا ، و ابو المغيره مولاى بنى تميم كه نامش خالد بن كثير بود حاكم قهستان ، و حريش بن محمد ذهلى پسر عموى ابو داود ، كسانى از جمله اينان را بجرم طرفدارى و دعوت بفرزندان على بن ابى طالب كشت و جنيد بن خالد بن هريم تغلبى و معبد بن خليل مزنى را با عده اى از بزرگان فرماندهان خراسانى زندانى كرد . [ 2 ] از سال 134 تا سال 136 و بار دوم - و بار سوم از سال 159 تا سال 165 ( معجم الانساب ) . [ 3 ] بن قبيصة بن ابى صفره . [ 4 ] بتشديد ذال ، ناحيه اى ميان آذربايجان و اران كه بابك خرمى در دوران معتصم از آنجا خروج كرد ( مراصد ) . [ 5 ] شهر كوچكى در آذربايجان از توابع اردبيل كه در معجم ، نريز ، و در مراصد ، نرير ، ضبط شده است .